سيد محمد باقر شفتي
49
تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )
حالت ، به اين معنى كه در اين بلاد يعنى بلاد شماليه سر را به جانب مشرق گذارد و پاها را به جانب مغرب عكس حالت أولى ، آن وقت شروع به نماز نمايد . و هرگاه متمكن از هيچ يك از جانب يمين و يسار نبوده باشد ، آن وقت به پشت بخوابد پاها را به سمت قبله دراز نموده مانند حالت احتضار ، آن وقت شروع به نماز نمايد . در جميع اين سه حالت لازم است كه ركوع و سجود به ايماء بوده باشد ، ايماى به سر نمايد با امكان ايماء به جهت سجود زياده تر بوده باشد از ايماء به جهت ركوع ، و با عدم تمكن از ايماى به سر ايماى به چشم نمايد ، احتياط مقتضى آن است كه غمض عين به جهت سجود بيشتر بوده باشد از غمض عين به جهت ركوع ، و اتيان به ذكر ركوع و سجود در حال ايماء نمايد يعنى در صورتى كه ايماى به عين بوده باشد ذكر ركوع و سجود در حال غمض عين اتيان نمايد ، و فتح عين را در اينجا قائم مقام رفع رأس نمايد ، چنان كه در صورتى كه ايماء به رأس بوده اتيان به ذكر نمايد ، بعد از حركت دادن رأس و آرام گرفتن و بالا نمودن رأس قائم مقام رفع رأس در ركوع و سجود خواهد بود . مخفى نماند ايماء به جهت ركوع و سجود مختص به صلوات اضطجاعى يا استلقايى نيست ، بلكه ثابت است در هر موضعى كه متمكن از ركوع و سجود به طريق معهود نبوده باشد ، چنانچه سابقا اشاره به آن شده . و كلامى كه در اين مقام هست اين است كه آيا لازم است در حال ايماى به جهت سجود بلند نمودن ما يصح السجود عليه را به نحوى كه جبهه به او برسد يا مطلقا اگر چه در حال ايماى به چشم بوده باشد يا نه ؟ ظاهر تفصيل در مسأله است به اين نحو كه اگر ايماى به رأس ممكن بوده باشد ، در اين صورت اگر متمكن بوده باشد از بلند نمودن چيزى را كه سجده بر آن صحيح بوده باشد يا به نفسه يا